مهاجرت ناخوشایند...

داشتم در خصوص اشخاص موجود در روستا فکر می کردم که در هر روستا چند پیرمرد وپیرزن باقیمانده .به این نکته رسیدم که تعداد زنان باقیمانده بیش از مردان است این نکته جای تامل و تا حدودی خوشحالی دارد زیرا امید به زندگی خانمها افزایش یافته وبه رغم اینکه زنان در کهنسالی دچار بیماری وعوارض ناشی از پیری بیشتری قرار می گیرند منتها سن آنها بیشتر از مردان است و این یعنی امید به زندگی زنان بیش از مردان است.

البته خیلی با این قصه کار نداریم،چیزی که جای تامل و تلنگر دارد این است :چرا تعداد دختران مجرد در روستاها بیشتر از پسران است؟ علاوه بر بررسی بعضی آیتمها به این اصل رسیدم که مهاجرت جوانان از روستا به شهر جهت تامین شغل ومعاش، دلیلی می باشد بر پدید آمدن این وضعیت. به همین دلیل گشتی در دنیای آمار زدم وبا تفاوت یک درصدی که در میزان اضافه دختران مجرد روستایی به شهری دیدم اطمینان حاصل کردم که حدسم درست است ومنطق نیز چنین تحلیلی را قبول دارد چون پسران عموما از روستا چه برای ادامه تحصیل وچه برای کسب از روستا خارج می شوند ومعمولا نیز  در محیط دانشگاه یا کار تعیین همسر برای خود می کنند واگر هم در این مدت متاهل نشوند زندگی شهری بر رفتار وتفکر آنان بنحوی  تاثیر می گذارد که در جاذبه های آن گرفتار می شوند وکمتر به فکر انتخاب زوجه از زادگاه خویش می افتند ولذا این می شود که دختران اگر هم دانشگاه بروند نسبت به پسران تعداد بیشتری به روستا بازگشت دارند و دلیلی می شود بر وجود تعداد بیشتر دختران مجرد در روستاها به نسبت شهرها ومی توان به این پدیده به عنوان یک معضل اجتماعی نگاه کرد. 

/ 1 نظر / 24 بازدید
قاسمی

بسیار زیبا و جالب