گرفتار در مشغله روزگار!...

با خودم خلوت کردم و غرق در باغشاه شدم ولی در هرگوشه که سر می زدم یکی را کم می دیدم یا قابل ترحم، دیگر نجوای زندگی پر طراوت از باغشاه رخت بربسته دیگر نوا و نهیب زندگی فروغ سابق را ندارد هر کدام از سنگ بناهای روزگار باغشاه یا دستشان از روزگار کوتاه شده یا در گوشه ای با ارمغانهای ناشی از تحمل سختی که حال بیماری جانشان شده دست بگریبانند و چه نازیباست فاصله ما و باغشاه و چه نا میمون است تنها گذاشتن این بزرگان در وادی عشق و زندگی ، خدایا خودت رحم کن هم به ما که شایسته و سزاوارترینیم و هم به این اسطوره های انسانیت و مردانگی که تحمل طاقت فرسای زندگی که برای بهترشدن ما به جان خریدند حال آنها را مجبور به تکیه بر دیوار زدن نموده و تداعی خاطرات



/ 3 نظر / 42 بازدید
عیسی

باز هم به نام اوکه هر چه داریم از اوست سلام به تمام باغشاییا .به اونایی که با توجه به کهولت سن باز هم روزه اند.مردمانی که آرزوی یه ده دقیقه استراحت در روز را دارند.بزرگانی که بعد از دو ماه درو باز هم به استقبال مغزوا رفتن و همچنان خستگی ناپذیرند

Lidoma

سلام دوست من.وب زيبايي داري.اگه وقت کردي به وب منم سر بزن و نظرتو مطرح کن ‌ ‌‌

کامران

سلام روح درگذشتگان شاد و تندرستی بازماندگان برقرار... و با آرزوی عاقبت به خیری برای همگی