باغشاه

زادگاه من باغشاه

ریسمان پاره
ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۸  کلمات کلیدی: حکایتهای آموزنده

مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود.

 

 

ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است.

 

 

کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟ 

 

جواب داد: برای اسارت آدمیزاد.

 

 

طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان ، 

 

طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند.

 

 

سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت:

 

 

اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند.

 

 

مرد گفت طناب من کدام است ؟ 

 

ابلیس گفت : اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم،
خطای تو را به حساب دیگران می گذارم ...

 

 

مرد قبول کرد .

 

 

ابلیس خنده کنان گفت :

 

 

عجب ، با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت!

 


 
 
 
 

Jamasebi.blogfa.com