باغشاه

زادگاه من باغشاه

غراتو
ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۳  کلمات کلیدی: دست نوشته های من

این روزها بچه ها دم از پلی استیشن می زنند و کمی نوجوان شدند صحبت از کامپیوتر و کافی نت و مدل ماشین و ...

خوراکی ها نیز متفاوت ، از تنقلات روزانه ، چیپسی و کرانچی گرفته تا غذاهای فست فودی آنچنانی و پیتزای مکزیکی و لباسها نیز از مدلهای ماهواره ای گرفته تا فشن های کزایی

همه و همه دست به دست هم داده تا بچه ها و جوانان ما دنیای پرامکانات و تکنولوژی پیشرفته و نازو نعمت را تجربه نمایندو تکمیل این چرخه با کم تحرکی و تنبلی بدن همراه می گردد و جسم های ضعیفی را پیامد دارد.

روزگاری نه تلویزیون بود ، نه پلی استیشن ، نه ماشین ،نه پیتزا و نه فشن

خصوصا در روستا ، بچه بود و دنیایی کار طاقت فرسا از دامداری و چوپانی گرفته تا کشاورزی ، درو و خشت مالی و ...

تفریحات نیز متفاوت و بازیها نیز اساس دارتر از وضعیت کنونی و پرتحرک.گرچه الان در اکثر شهرها و بخشها بازار خرید و فروش ماشین و خصوصا موتور سیکلت رونق دارد اما آنروزگار این بازار فقط ظهر تا ظهر سر قنات باغشاه شکل می گرفت و زیر سایه گردو دونه اناری و وسیله صنعتی مورد بررسی نیز "غراتو" بود.

سیمی مفتولی که بصورت دایره ای به قطر تقریبی پنجاه تا هفتاد سانتیمتر مهیا گردیده بود و سیم دیگری نیز به تناسب سن و سال و قد استفاده کننده به طول تقریبی شصت تا هشتاد سانتیمتر که در ابتدای این سیم انحنای نیم دایره ای بود که هدایت غراتو را بر عهده داشت و سرنشین این مفتول نیز پسر بچه ای بود که کیلومترها را در طول روز بدنبال آن می دوید و پیامد آن خستگی مفرط و خواب زود هنگام بی تنش

این کجا و آن کجا


 
 
 
 

Jamasebi.blogfa.com