باغشاه

زادگاه من باغشاه

هم سن وسال
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤  کلمات کلیدی: طنز

تاکنون پیش آمده که به فردى هم سن وسال خود نگاه کرده باشید و پیش خود گفته باشید: نه، من مطمئناً اینقدرپیر و شکسته نشده‌ام؟
اگرجوابتان مثبت است از
داستان زیر خوشتان خواهد آمد:

من یکروز در اتاق انتظار یک دندانپزشک نشسته بودم. بار اولى بود که پیش او مى‌رفتم. به مدارکش که در اتاق انتظار قاب کرده بود وبه دیوار زده بود نگاه کردم و اسم کاملش را دیدم.
ناگهان به یادم آمد که ٣٠ سال
پیش، در دوران دبیرستان، پسر بلندقد، مو مشکى و مهربانى به همین اسم درکلاس ما بود
.
وقتى که نوبتم شد و وارد اتاق
او شدم به سرعت متوجه شدم که اشتباه کرده‌ام. این آدم خمیده، موخاکسترى و با صورت پر چین و چروک نمى‌توانست همکلاسى من باشد
.
 بعد از این که کارش بر روى
 دندانهایم تمام شد و آماده ترک مطب بودم از او پرسیدم که آیا به مدرسه البرزمى ‌رفته است؟

او گفت: بله. بله.. من البرزى هستم.
پرسیدم: چه سالى فارغ‌ التحصیل شدید؟

گفت: ١٣۵٩. چرا این سوال را مى‌پرسید؟
گفتم: براى این که شما در همان کلاسى بودید که من بودم.
او چشمانش را تنگ کرد و کمى به من خیره شد و بعد مردک احم٠٠ و نفهم گفت: شما چى درس مى‌دادید؟؟
 


 
 
 
 

Jamasebi.blogfa.com